تبليغاتX
سکوت؟!!!

سکوت؟!!!

وبلاگی برای متحول شدن

 

حالم خراب مي شود از اين هواي بد

از اين همه تعفن لج ، حرف هاي بد

 

دارم «هبوط» مي كنم از لحظه هاي « تو»

مي آيد از « بهشت» دلم هي صداي بد

 

فهميده ام هنوز نمي خواهي ام چرا

هي زوم مي كني تو به اين ادعاي بد؟

 

دارم خراب مي كنم اين مشق را چه خوب!!!

هي راه مي روي تو و اين جاي پاي بد

بر روي كاغذ دل من لكه مي شود

اينجا درست روي تن لفظ «ما»ي بد

 

باور نمي كني چقَدَر خسته ام ز«ما»

انگار بهتر است همين انزواي بد

 

دارم فرار مي كنم از « من » ولي چه حيف

روئيده است پشت سرم رد پاي بد

 

اصلا دلم نشد بكنم قصه را تمام

آخر ببين بد است چنين انتهاي بد

 

تا مي زنيم با همه ي ادعايمان

اين حرف هاي بي هدف و بي بهاي بد

 

اين جمله ها كه هرگز و هرگز نمي كشند

بيرونمان ز پوچي اين قهقراي بد

 

اصلا ببين من و تو كه آدم نمي شويم

ديگر نياز نيست به اين شعر هاي بد...

یا حق

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 16:24  توسط   | 

به طرف من آمد، پر از هوس بود، لبخندی به روی لبانش نقش بسته و چشمانش را برقی از شیطنت فرا گرفته بود. دست هایش را به دور کمرم حلقه زد و مرا کشان کشان به اتاقش برد.

با تمام وجود احساس کوچکی کردم و اصلا قدرت مقاومت از من نبود، مرا به میان تختش انداخت.

ظهری گرم و طاقت فرسا بود.

پیراهنش را در آورد و به کناری پرتاب کرد. لبان گرم خود را به روی لبم گذاشت. آرام آرام شیره ی جانم را نوشید احساس کردم تمام وجودم در حال تهی شدن است.

دقایقی سپری شد سپس مرا با بی رحمی و نامردانه به گوشه ای پرتاب کرد و تمام وجودم خورد شد.

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 23:48  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 23:44  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 18:22  توسط lover  | 

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 18:18  توسط lover  | 

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 18:12  توسط lover  | 

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 1:13  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 1:9  توسط   | 

دختر خانمي كه خودت رو پاك نشون مي دي و به بي عفتي دست مي زني

با شما هستم!

آقا پسري كه به انواع كثافت خودت رو آلوده كرده اي، با شما هستم!

نمي خواستم اين ها را بنويسم ولي وقتي حساب كردم همين كساني كه با كلي ادعا
گناه هاي كبيره را انجام مي دهند در زماني كه زمين شروع به لرزيدن مي كنه
از ترس قلبشون مي خواد از توي دهنشون بزنه بيرون، ترجيح دادم اينها رو بگم!
دختر خانم ! بي عفتي هنر نيست!
آقا پسر! لجن بودن جسارت نيست!
فقط يادتون بياد اون لحظه رو كه خونتون داره مثل گهواره تكون مي خوره و صداي
جدا شدن تيرآهن ها رو از همديگه مي شنويد و به خداوند مي گيد غلط كردم، خدايا
توبه مي كنم ، خدايا ديگه از اين غلط ها نمي كنم!
كاري كنيد كه الان آبرويي براي توبه داشته باشين!
وقتي كه سقف داره روي سرتون خراب ميشه شايد ديگه خيلي دير شده باشه!
باز هم قسم مي خورم كه عذاب خداوند با ما فاصله اي ندارد، بي حيايي را از حد نگذرانيم!

بي حيايي را از حد نگذرانيم!

ممنون 

یا حق

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 0:48  توسط   | 

حرف ساده :

1) خوشبخت ترين انسان کسي است که خداوند دلي پر از احساس به او داده باشد

2) وقتي آنچه داريم مي بخشيم ، آنچه نيازمند آنيم دريافت خواهيم كرد.
 

3) امروز همان فردايي است كه ديروز نگرانش بودي.

4) وقتي خداوند شما را به لبه پرتگاهي هدايت كرد، كاملا به او اعتماد كنيد. چون يكي از اين دو اتفاق خواهد افتاد: او شما را مي‌گيرد اگر بيفتد يا اينكه يادتان مي‌دهد چگونه پرواز كنيدم

یا حق

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 0:45  توسط   | 

بچه اي بود كه اخلاق خوبي نداشت. پدرش جعبه اي ميخ به او داد و گفت: هر بار كه عصباني مي شوي بايد يك ميخ به ديوار بكوبي.
روز اول، پسر بچه37ميخ به ديوار كوبيد. طي چند هفته بعد، همان طور كه ياد مي گرفت چگونه عصبانيتش را كنترل كند، تعداد ميخ هاي كوبيده شده به ديوار كمتر مي شد. او فهميد كه كنترل عصبانيتش آسانتر از كوبيدن ميخ ها بر ديوار است...
به پدرش گفت و پدر نيز پيشنهاد داد هر روز كه مي تواند عصبانيتش را كنترل كند، يكي از ميخ ها را از ديوار بيرون آورد.
روزها گذشت و پسربچه بالاخره توانست به پدرش بگويد كه تمام ميخ ها را از ديوار بيرون آورده است. پدر دست پسر بچه را گرفت و به كنار ديوار برد و گفت:
پسرم! تو كار خوبي انجام دادي. اما به سوراخهاي ديوار نگاه كن. ديوار هرگز مثل گذشته نمي شود. وقتي تو در عصبانيت حرف هايي ميزني، آن حرف ها چنين آثاري به جاي مي گذارند. تو مي تواني چاقويي در دل انسان فرو كني و آن را بيرون آوري. اما هزاران بار عذرخواهي فايده ندارد. آن زخم سر جايش است.زخم زبان هم به اندازه ي زخم چاقو دردناك است.

یا حق
 

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 0:44  توسط   | 

حرف ساده :

1) آنچه جذاب است سهولت نيست، دشواري هم نيست، بلكه دشواري رسيدن به سهولت است

2) وقتي توبيخ را با تمجيد پايان مي دهيد، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر مي كنند، نه رفتار و عملكرد شما

3) سخت كوشي هرگز كسي را نكشته است، نگراني از آن است كه انسان را از بين مي برد

4) پيش از آنكه پاسخي بدهي با يك نفر مشورت كن ولي پيش از آنكه تصميم بگيري با چند نفر

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 0:39  توسط   | 

آخر يه روز تيک ميگيري لباسهاي شيک ميگيري بابات را ميکني کچل تا بيني رو کني عمل با همراهت زنگ ميزني عينک رنگ رنگ ميزني اين دل و اون ميزني هي به موهات ژل ميزني جنس لباسات تريکو موزيک فقط از انريکو جوراب هاي فسقلکي روسريهاي الکي با اشوه هاي شُتري ميشيني پشت موتوري تو خيالت خيلي تکي فکر ميکني با نمکي خوشي با اين تيپ خفن حالا قشنگي مثلا ؟
+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 0:31  توسط   | 

 

1) انسان زائيده شرايط نيست بلكه خالق آن است

2) در نظر من کسي که بر آرزوهايش غلبه کند شجاع تر از کسي است که بر دشمنش غلبه کند

3) انسان هيچ وقت بيشتر از آن موقع خود را گول نميزند که خيال ميکند ديگران را فريب داده است.(لارشفو کو)

4) در جواني با خود مي گفتم شير شير است اگر چه پير است چون به پيري رسيدم با خود گفتم پير پير است اگر چه شير است

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 0:25  توسط   | 

شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست؟
استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياوراما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.استاد پرسيد:چه آوردي؟ و شاگرد با حسرت جواب داد:هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا كردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم .
استاد گفت: عشق يعني همين
شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟
استاد به سخن آمد كه:به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت. استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت:به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالي برگردم .
استاد باز گفت:ازدواج هم يعني همين

یا حق

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 0:24  توسط   | 

الهی

دعا


در مسنجر قلبت عشق رو ADD کن

به احساسات زيبا PM بده

غم رو DELETE کن

برای غرور OFF بذار و بنوس: بشکن، آخه دنيا دو روزه!

دروغ و خيانت رو HACK کن

از انسانيت COPY بگير و SEND 2 ALL بکن و يه BACKUP هم ازش نيگر دار!

با صداقت،‌ وفا و معرفت، CHAT کن

از زيبا ترين خاطره ي زندگيت WEB بگير

توو PROFILE ي قلبت يه قلب تير خورده بذار

... و بخند به روی دنيا ... دنيا به روت می خنده

آمين

 یا حق

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 0:4  توسط   | 

saroseda.com (3)_w.jpg
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 23:53  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 23:49  توسط   | 

                                   

دلم کسی را می خواهد که دوستم داشته باشد ...

       شانه هایش را برای گریستن وسینه اش را برای نهادن سرم و

            چشمانش را برای خالی نمودن غم هایم می خواهم . دلم کسی را

                   می خواهد که مرا با هرانچه هستم دوست بدارد .

            با تمام خوبی ها و بدی هایم . با تمام مهربانی ها و نا مهربانی هایم .

               دلم کسی را می خواهد که افتاب مهر را به قلب خسته ام هدیه دهد .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 16:41  توسط lover  | 

راز عشق در این است که در هر فرصتی کنار یکدیگر آرام بگیرید، با هم باشید ، و افکارتان را با یکدیگر در میان بگذارید . لازم نیست برای سرگرم شدن حتما" از محرکات خارجی استفاده کنید . قرار بگذارید که بیشتر با هم تنها باشید ، تا بتوانید خودتان باشید .

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 15:33  توسط   | 

راز عشق در این است که با زمانه کنار بیایید . مایع عشق تان را طوری نگه دارید که بتوانید گودال هایی را که زندگی پیش پایتان می گذارد ، پر کنید .


+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 15:29  توسط   | 

راز عشق در این است که به محبوبتان قدرت آرامش بدهید و از او قدرت و آرامش دریافت کنید ، اما نه با اصرار .


+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 15:28  توسط   | 

راز عشق در استواری است . در فصول مختلف زندگی ، عشق تان را مانند کوه بلندی استوار ، مانند خاک حاصلخیزی پر ثمر و مانند آفتاب چنان در مرکزیت نگه دارید ، که همه ستارگان گسترده زمان و فضا به دور آن گردش کنند .
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 15:27  توسط   | 

راز عشق در اين است كه به يكديگر سخت نگيريد . عشقي كه آزادانه هديه نشود ، اسارت است .


+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 15:23  توسط   | 

راز عشق در اين است كه رابطه تان را مانند يك باغ با محبت تزيين كنيد . بذر علاقه ها و عقيده هاي تازه بكار كه زيبايي برويد . ضمنا" فراموش نكن كه باغ را بايد هرس كرد ، مبادا غنچه هاي گل پوشيده از علف هاي هرزه ي عادت ها شود .براي آنكه عشق همواره با طراوت بماند ، بايد به آن مثل هنر ، خلاقانه نگاه كرد.


+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 15:22  توسط   | 

راز عشق در خوش مشربي است . شوخي با ديگران را فراموش نكن ، در ضمن مراقب شوخي ها هم باش . شوخي ناپسند نكن . شوخي بايد از روي حسن نيت باشد ، نه نيشدار.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 15:19  توسط   | 

راز عشق در اين است كه طرف مقابلت را تحسين كني . هرگز با فرض اين كه خودش اين چيزها را مي داند ، از تحسين كردن غافل مشو . مشكلي پيش نخواهد آمد اگر بارها با خلوص نيت بگويي : دوستت دارم . گرچه احساسات بشري به قدمت نسل بشر است ، اما كلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند .


+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 15:15  توسط   | 

راز عشق در این است که هنگام سوء تفاهم ، فقط به این فکر نکنی که طرف مقابل چه طور ناراحتت کرده است . در عوض به راه حلی فکر کنی که در آینده از بروز سوء تفاهمی مثل آن جلوگیری کند .


+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 15:14  توسط   | 

راز عشق در اين است كه از يكديگر انتظارات بيجا نداشته باشيد ، زيرا نقص همواره جزء لاينفك بشر است . ذهنت را براي ارزشهايي متمركز كن ، كه شما را به يكديگر نزديك تر مي كند ، نه براي مسائلي كه بين شما را فاصله مي اندازد
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 15:13  توسط   | 

: راز عشق در آرامش است ، زیرا آرامش باعث تکامل عشق می شود ، عشق ، هوای نفس و احساسات شدید نیست . عشق انسان ها نسبت به یکدیگر باز تابی از عشق ازلی است و خداوند آرامش کامل است .
یا حق
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 15:12  توسط   | 

gedaa.jpg

یا حق

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 14:23  توسط   | 

    الناز          حسین( دوستت دارم)

 سلام
امروز عكس دو تا عاشق رو گذاشتم كه به دلا يلي از هم دورن براشون دوعا كنين به هم برسن

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 10:53  توسط lover  | 

      

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 9:45  توسط lover  | 

تو براي من مثل خواهر مي موني ! يعني : خيلي زشتي !!!
فاصله سنيمون کمي زياده ! يعني خيلي زشتي !!!
من به تو علاقه به اونصورت ندارم ! يعني خيلي زشتي!!!
من الان تو موقعيت بدي از زندگيم هستم ! يعني : خيلي زشتي !!!
من دوست دختر دارم ! يعني : خيلي زشتي !!!
تقصير تو نيست ، تقصير منه ! يعني : خيلي زشتي !!!
من الان توجهم به کارمه ! يعني خيلي زشتي !!!
من تصميم گرفتم مجرد بمونم ! يعني خيلي زشتي !!!
بهتره فقط با هم دوست معمولي باشيم ! يعني بطور وحشتناکي زشتي !!!!!!!!!!!!!!!!

یا حق


+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 23:57  توسط   | 

israeli-girs-bakht.jpgیا حق
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 23:55  توسط   | 

zarrafe.jpg
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 23:53  توسط   | 

اصولا واژه خودکشی به معنی خود کشتنه. يعنی در اين عمل فرد اونقدر خودشو می‌کشه که ميميره و اين خود کشتن به علت وارد آمدن مصايب و رنج‌های فراوان يا بالعکس صورت مي‌گيره.
به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نيست ولی بسيار هيجان انگيزه و به يه بار امتحانش مي‌ارزه. من خودم چند بار امتحانش كردم و با اينکه چند بارش هم مردم ولی همچين بگی نگی بدم نيومد.
و اما...
برخلاف نظر خيليها که می‌گن خودکشی خيلی راحت و سهله بايد بگم نخيييييييير... اونجوريام نيست. هر کاری قواعد و اصول خاص خودشو داره و خودکشي هم جدا از اين مطلب نيست .
اول از همه اون کسايي که می خوان خودکشی کنن رو دسته‌بندي مي‌كنيم:
1- کسی که در عشقش شکست خورده
2- کسی که ور شکست شده
3- کسی که قاط زده.
4- کسی که از زندگی خير نديده.
5- کسی که بدجوری روش فشار اومده.
6- کسی که کنجکاوه زودتر جهنمو ببينه.
7- ...و خلاصه هر کسی که يه جورايي به آخر خط رسيده.
افراد بالا، به هرحال مستقيم به جهنم می‌رن، ولی خدا همشون رو رحمت کنه.
شما جزو كداميك از دسته‌هاي بالا هستيد؟
اگه هستيد ادامه مطلب رو بخونيد و گرنه يه دسته جديد برای خودتون ببازيد و بعد بقيه شو بخونيد.
حالا فرض می‌کنيم: طرف تنها مياد توی يه اتاق و در رو قفل مي‌كنه و عزمشو برای خودکش جزم مي‌كنه. به دور برش نگاه مي‌كنه و اين وسايل رو مي‌بينه:
1- طناب.
2- سيخ کباب.
3- کبريت آغشته به بنزين .
4- قرض دياز پام.
5- آمپول هوای تهران.
6- دندون مصنوعی حاج خانمشون.
7- لوله گاز.
8- پاکت نايلون.
9- چاقوی ميوه بری.
10- نخ کاموايي.
11- سوزن لحاف دوزی.
12- تيغ ريش تراشی مصرف شده.
13- مرگ موش.
خب... براي شروع بد نيست.
ولی نظرتون رو به يه موضوع مهم ولي پيش پا افتاده، جلب مي‌كنم: «تصوير و قيافه و ديسيپلين شما بعد از مردن خيلی مهمه»!
فرض کنيد درب اتاق شما رو می‌شکنن و شما رو در حالتی پيدا می‌کنن که از يه طناب از سقف آويزونيد و داريد مثل پاندول ساعت تاب می‌خوريد و زبونتون مثل زبون بلانسبت سگ آقای پتيول از دهنتون آويزونه و صورتتون سياه و ورم کرده و احتمالا در اثر فعل و انفعالات شيميايی شلوارتون هم خيسه.
نه... خودتون جای تماشاگرا باشين، حالتون بهم نمی‌خوره؟ احساس انزجار بهتون دست نمی‌ده؟
قيافه شما بعد از خودکشی بايد از هميشه معصومانه تر... از هميشه زيباتر و از هميشه دوست داشتنی‌تر باشه تا دل همه حسابی بسوزه.
با اين حساب، دور حلق آويز کردن... خودسوزی... و خفه‌گی با گاز رو خط بگيريد.
يه بنده خدايي از دوستان، خيلی جالب خودکشی کرده که در نوع خودش يه ابتکاره.
ايشان، دوتا انگشت شصتش رو فرو کرد توی سوراخای دماغش و با انگشتای ديگرش هم دهنشو محکم گرفت و اونقدر خودشو خفه کرد تا مرد!
فقط بدی کارش اين بود که هيچکس بعد از مرگش انگشتای شصتشو از توی دماغش بيرون نکشيد... چون به هر حال کار کثيفيه. حالا خودتون قضاوت کنيد. اين خودکشی ترحم کسی رو بر می انگيزه؟
يا اونايي که روی سرشون نايلون می‌کشن و دور گردنشون روی نايلون رو با طناب می‌بندن و يا اونايي که خودشون رو جلوی ماشين ميندازن و له می‌شن... اينا همشون ديوونه‌ان.
خودکشی ايده‌آل خودکشي است که بدون درد، بدون عوارض جانبی، بدون تاثيرات بد و منفی روی صورت و اندام، بدون صدا، بدون کثافتکاری و... باشه .
ژاپونی‌ها يه جور خودکشی جالب رو ابداع کردن به اين صورت که يه سوزن جوالدوز رو برداشته و از روی سينه فرو می‌کنن توی قلبشون. البته اين کار يه کم درد داره. يه جورايي حس می کنيد که توی سينه تون آب جوش داره قل مي‌زنه. ولی حداقل، عوارض ظاهری نداره. ولی بديش اينه که حتما می‌ميريد.
در صورتی که خودکشی وقتی خوبه که شما نميريد.
يه جور خودکشی که بيشتر بين شکمو‌ها رواج داره استفاده از خوراکی برای مردنه. اين نوع خودکشی خيلی حال داره... چون حداقل گشنه نميميری! و خوبی مهم ترش اينه که به سر منزل مقصود هم نمی‌رسی و معمولا زنده می‌مونی. نمونه‌اش اينكه: يه بنده خدايي که با سی‌تا قرص ديازپام خودکشی کرد و دور و بری‌ها به هوای اينکه مرده خاکش كردند و يارو بعد از دو سه روز خواب ملس چشاشو باز کرد و ديد: ای دل غافل... همه جا سياهه و يه موش هم داره انگشت پاشو می‌جوه. زنده بگوری خداييش وحشتناکه....
اول خوب فکراتونو بکنين بعد خودتونو بکشيد:
يه موضوع مهم توی خودکشي، پشيمونی ديرهنگامه. هشتاد و نه درصد کسايي که خودشون رو مي‌کشن، وسط يا آخر کار پشيمون می‌شن و اين در حاليه که هيچ راهی برای برگشت نيست. يه يارويي برای خودکشی يه تيکه پارچه رو گلوله می‌کنه و فرو می‌کنه توی حلقش و با ته گوشکوب ميده بره پايين ولی همون لحظه پشيمون مي‌شه و اين درحاليه که داره خفه می‌شه... يارو می‌دوه بيرون و از شدت عجله از روی پله‌های آپارتمان پرت می‌شه پايين و می‌ميره... و جالب اينکه مرگش به علت ضربه مغزی اعلام شد نه خفگي!
نکته مهم ديگه اينه که مدت خود کشي نبايد زياد طولانی باشه:
مثلا فرض کنيد در نوع رگ زدن خيلی طول می‌کشه تا خون تموم بشه و تازه آلودگی خون روی زمين و لباساتون رو هم در نظر بگيريد.
يا استفاده از گاز شهری امکان داره باعث بشه نه تنها خودتون بميريد بلکه خونه و بقيه رو هم بفرستيد روی هوا !
پس عاقلانه تر رفتار کنيد.
تا حالا به چند نتيجه مهم رسيديم كه سعي كنيد در خودكشي حتما اين نكات را مدنظر قرار دهيد:
1- زمان خودکشی رو درست انتخاب کنيد. (بهترين موقع بعد از ظهر ساعت شش)
2- مبادا بعد از خودکشی از ريخت و قيافه بيفتيد.
3- بهترين لباستونو تنتون کنيد.
4- حتما يه يادداشت بذاريد و علت خودکشی رو شرح بديد و انگشت هم بزنيد.
5- خواهشا زياد کثيف کاری نکنيد.
6- موقع خودکشی لبخند بزنيد تا لبخند روی لبتون باقی بمونه.
7- لطفا چشاتونو باز نذاريد چون خيلی وحشتناکه.
8- يه بسته دستمال کاغذی حتما روی ميزتون باشه.
9- اتاقتونو قبل از خودکشی مرتب کنيد. (پليسا ببينن خوب نيست.)
10- رد انگشتتونو همه جا بماليد تا بفهمن خودتون، خودتونو کشتيد.
11- يه جوری خودکشی کنيد که دوباره بشه زنده تون کرد.
12- دليلتون برای خودکشی قانع کننده باشه.
13- برای مسايل عشقی خودکشی کردن کار الاغاست... بلانسبت شما.
14- قبل از خودکشی حتما يه فال حافظ بگيريد.
15- قبل از خودکشی استفاده از ادکلن و دئودرانت و زدن مسواک يادتون نره.
16- بهتره بعد از مرگ... مثلا مرگ... در حالت دراز کش باشيد.
17- اگه توی دستتون يه گل سرخ باشه صحنه خيلی رمانتيکتر و رويايي‌تر به نظر مياد و اشک آور تره.
18- در اتاق رو حتما قفل کنيد که جريان هيجان انگيزتر باشه.
19- قبل از خودکشی حتما گريه کنيد . صورتتون اشک آلود باشه.
20- خودتونو براي رفتن به جهنم رفتن آماده کنيد.
حالا جديد ترين و راحت ترين روشهای خودکشی:
برای جنس نرينه:
«استفاده از جوراب»
تخت خواب رو آماده کنيد.
تمام تن و سرتونو ببريد زير پتو .
خيلي آروم نوک انگشتاتونو از زير پتو بيرون بياريد و جوراباتونو ببريد زير پتو .
هيچ راه نفوذی برای هوا نذاريد.
يک ساعت بعد... شما مرديد.
خدا رحمتتون کنه.

برای جنس مادينه:
« سوء استفاده از موش»
تخت خواب رو مرتب کنيد.
بريد زير پتو.
اتاق حتما کاملا تاريک و ساکت باشه.
حالا چشماتونو ببنديد و فرض کنيد يه موش خوشگل داره روی تنتون راه ميره.
خواهش می‌کنم جيغ نزنيد و بدون سر و صدا از وحشت زياد بميريد.
مرسی...
توی جهنم می‌بينمتون

یا حق

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 23:52  توسط   | 

اگر شما ذاتا" انسان با کلاسی هستید که هیچ !!! در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای نشان دادن این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ولی شما می توانید از جراحت خود نیز برای کلاس گذاشتن استفاده کنید فقط کافیست جواب های زیر را با اندکی قیافه موجه بیان کنید:
اگر شصت پای شما زیر اجاق گاز گیر کرده و شما ان را باند پیچی کرده اید هر گاه علت آن را از شما جویا شدند باید جواب دهید : "موقع تکان دادن پيانوی بابام پام مونده زیرش"
اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زیر آفتاب سوخته باید بگویید : "از اسکی آخر هفته نمی توانم بگذرم"
اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمین خورده اید در جواب باید بگویید : "با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کردیم"
اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ چسبیده علت آن را چنین بیان کنید : "دیشب با قهوه جوش اینجوری شد"
اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکسته باید بگویید : "به سیم گیتارم گیر گیر کرده"
اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زیر چشم شما کبود شده جوابتان این باشد : "چند روز پیش توپ تنیس به صورتم خورد"
اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خیرات و چای و شیرینی مملو از جوش شده علتش را چنین وانمود کنید: "که خواهرتان از هلند شکلات زیادی اورده است"
اگر مینی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شدید بسیار عصبانی بگویید : "الکی می گویند زانتیا ایربگ داره "
اگر کف دست شما به قوری سماور چسبید بگویید:"حواسم نبود میله ی شومینه زیادی داغ شد"
اگر موها و ابروهای شما در چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید:"بچه همسایه را از میان شعله های آتش بیرون کشیدم!


ببينم شما اينقدر بيكلاس بودي كه همه اينو خوندي ؟

یا حق


+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 23:49  توسط   | 

با توجه به تحقيقاتي كه تاكنون توسط دانشمندان صورت‌ این نتایج بدست آمده:

 <گروه خوني‌ Aافرادي آرام ، منظم اما انعطاف ناپذير، خود خواه و مشكل پسندند. اين افراد‌ ‌در كارهاي حسابداري و هر گونه امور اقتصادي، مالي، كامپيوتر و مهندسي شايستگي‌ ‌بيشتري دارند‌.>

 ‌اما گروه خوني B افرادي انعطاف پذير ،‌ ‌مستقل ، عاطفي ، صريح اللهجه ، حساس و در عين حال با پشتكار اما ناشكيبا ، غير قابل‌ ‌پيش بيني و در كارهايي كه دوست ندارند تنبل بوده و دهانشان چفت و بست ندارد.> 

در مورد افراد با گروه خوني‌ AB باید  گفت: <اين قبيل افراد منطقي ،‌ ‌حسابگر ، امين ، سازمان دهنده ، مطيع و در عين حال نيرومند هستند. اين افراد به‌ ‌آساني كسي را نمي‌بخشند ، گاهي خشمگين مي‌شوند ، اغماض را دوست ندارند ، محافظه كار‌ ‌هستند و نمي‌شود آنان را به آساني شناخت و دستشان را خواند‌. > ‌

به گفته اين محقق و كارشناس زيست شناسي بر اساس تحقيقات داخلي، مشخص شده كه گروه هاي خوني B و AB از ديگران باهوش ترند اما هنوز هيچ يك از اين تحقيقات رسما تاييد نشده و قطعيت ندارد‌.

یا حق

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 23:44  توسط   | 

mohr-payambar.jpg
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 23:41  توسط   | 

dastdadan.jpg

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 23:40  توسط   | 

به گزارش سرویس علمی پژوهشی ایسکانیوز، به نقل از خبرگزاری رویترز، طبق تحقیقات به عمل آمده بر روی بیش از هزار و هشتصد بیمار مبتلا به امراض مزمن مانند سرطان و دیابت مشخص شد که بهترین روش التیام بخشی به این بیماران پس از تجویز داروها و شیمی درمانی، دعا کردن و انجام عبادات دینی است.
به عقیده اکثر بیماران و پزشکان، این عقیده و باور که خداوند تنها خالق و از بین برنده است، به بیماران این امید را می‌دهد که تا هر زمان که خداوند بخواهد، آنان به زندگی ادامه می‌دهند. از این رو دعا کردن مکملی قوی و اثربخش در درمان بیماران مبتلا به امراض مزمن تلقی می‌شود. همچنین این باور که ارتباط میان انسان و خداوند نوعی آرامش در قلب بیمار به وجود می‌آورد و به بهبودی شخص کمک می‌کند.

یا حق

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 23:33  توسط   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 23:26  توسط   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 15:12  توسط   | 

هر کجا هستم،   باشم به درک!   من که بايد بروم!   پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين، مال خودت!   من نمي دانم نان خشکي چه کم از مجري سيما دارد!   تيپ را بايد زد!    جور ديگر اما...    کار را بايد جست.   کار بايد خود پول.  کار بايد کم و راحت باشد!        فک و فاميل که هيچ...   با همه مردم شهر پي کار بايد رفت!       بهترين چيز اتاقي است که از دسته چک و پول پر است!       پول را زير پل و مرکز شهر بايد جست!          سيد خندان يه نفر!      سوئيچم کو؟     چه کسي بود صدا کرد زورو؟
یا حق    
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 15:8  توسط   | 

یا حقn00047170-r-b-000.jpg
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 15:4  توسط   | 

اين شعر كانديد شعر سال 2005 اثر يك پسر سياه پوست است :

 وقتي به دنيا امدم سياه بودم

وقتي بزرگتر شدم بازهم سياه بودم

 وقتي جلو افتاب ميرم باز هم سياهم

وقتي ميترسم هم سياهم

وقتي سردمه سياهم

 وقتي مريضم باز هم سياهم

 وقتي هم كه بميرم باز سياه خواهم بود

 تو اي دوست سفيدمن وقتي به دنيا امدي صورتي بودي

 وقتي بزرگتر شدي سفيد شدي

 وقتي جلو افتاب ميري قرمز ميشي

 وقتي ميترسي زرد ميشي

 وقتي مريضي سبز ميشي

 وقتي هم كه بميري خاكستري ميشي

 وتو به من ميگي رنگين پوست

یا حق


+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 14:58  توسط   | 

بر قدرت دیگران تکیه نکن

و از قدرت خودت مایه بذار.

استعدادهای خودت را پرورش بده

و به استعدادهای دیگران غبطه نخور.

یا حق

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 1:38  توسط   | 

با خودت صادق باش و نگران آنچه دیگران درباره ات فکر میکنن نباش

 تعریفی که آنان از تو میکنن نپذیر

 خود خودت را تعریف کن

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 1:26  توسط   | 

سلام

به نظر من هر حرف از کلمه ی دوست خودش یک کلمه و در نهایت ویژگی یک دوست وا قعی است:

د(داوود=همراه در مشکلات بدون انتظار جبران)

و(وحدت=یعنی نامرد نبودن و نارو نزدن)

س(سکوت=یعنی آرام بودن در مقابل نادانی های دوست)

ت(تیمار=یعنی دوست داشتن تا حد جنون)

حالا خودت بگو آیا تو دوست واقعی من هستی؟

یا حق

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 16:57  توسط   | 

مرد یهنی انسان مظلوم

وقتی به دنیا میاد حال مامانشو میپرسن

وقتی ازدواج می کنه می گن چه عروس خوشگلی

وقتی میمیره میگن بیچاره  زنش.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 14:56  توسط   | 

در آن چشمان خمارت چه رازي تو نهان داري
كه از آن جام چشمانت جهاني سخت حيرانند
بگو با من در اين عالم كه را تير نشان داري
به اميد نشان تو جهاني غرق پندارند
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 14:53  توسط   |